رونق تولید ملی | سه‌شنبه، ۲۹ مرداد ۱۳۹۸

انتقال اهل بيت (ع) به زندان عبيدالله - نمایش محتوایی محرم

 

 

انتقال اهل بيت (ع) به زندان عبيدالله

محرم‌الحرام سال ‌۶۱ هجرى قمرى
انتقال اهل بيت (ع) به زندان عبيدالله
عبيدالله بن زياد دستور داد كه اهل بيت (ع) را به زندان برگردانند و توسط ‏قاصدان خبر قتل امام حسين (ع) را در همه جا منتشر كرد.‏ طبري نقل كرده است كه پس از شهادت امام حسين (ع) و ورود ‏كاروان اسيران به كوفه، عبيدالله دستور داد آنان را زنداني كنند، اهل بيت (ع) در زندان به ‏سر مي‌بردند كه ناگهان سنگي در زندان افتاد و به آن نامه‌اي بسته شده وقتي نامه را ‏گشودند در آن نوشته بود كه پيكي تندرو به سوي شام نزد يزيد رفته است و جريان شما ‏را براي او گزارش كرده‌اند، آن قاصد در فلان روز از كوفه بيرون رفت و در فلان روز به كوفه ‏مي‌رسد پس اگر صداي تكبير شنيدند بدانيد فرمان كشتن شما را آورده است و اگر صداي ‏تكبير نشنيديد امان و سلامتي است انشاءالله.‏

هنوز دو يا سه روز به بازگشت آن پيك مانده بود كه باز سنگي در ميان زندان افتاد و در آن ‏نامه‌اي بود كه در آن نوشته شده بود اگر وصيتي داريد بكنيد كه در فلان روز در انتظار ‏بازگشت آن پيك خواهيم بود! آن روز فرا رسيد ولي صداي تكبير شنيده نشد و يزيد نوشته ‏بود كه اسيران را به دمشق روانه كنند.‏

عبيدالله بن زياد به يزيد نامه‌اي نوشت و او را از شهادت حسين (ع) و اهل بيت (ع) با خبر ‏ساخت، چون آن نامه به دست يزيد رسيد و از مضمون آن اطلاع حاصل كرد، در جواب آن ‏نامه به عبيدالله دستور داد كه سر مقدس امام حسين (ع) و سرهاي ساير شهدا را به ‏همراه اسيران و لوازمي كه با خود دارند به شام گسيل دارد. ابن زياد دستور داد تا سر ‏مقدس امام حسين (ع) را در ميان كوچه‌هاي كوفه بگردانند.‏

راس ابن بنت محمد و وصيته
لعنا ظرين علي قناه يرفع
والمسلمون بمنظر و بمسمع
لا منكر منهم و لامتفجع
كحلت بمنظرك العيون عمايه
واصم رزوك كل اذن تسمع
ايقظت اجنانا و كنت لها كري
و انمت عيناً لم تكن بك تهجع
ما روضه الا تمنت آنها
لك حفره و لخط قبرك مضجع

سر پسر دختر پيامبر وحي برابر ديدگان مردم بر نيزه بلند مي‌شود و مقابل چشم و ‏گوش مسلمين است و هيچكس نه انكار مي‌كند و نه زاري مي‌نمايد، چشمها از ديدن ‏مصيبت تو كور شوند و عزا و مصيبت تو هر گوش شنوايي را كر نمايد، ديدگاني كه تو ‏باعث خواب آنها بودي بيدار و چشمي كه از ترس تو به خواب نمي‌رفت خواباند هيچ باغ و ‏گلستاني نيست مگر آنكه آرزو دارد قبر و آرامگاه تو باشد.‏