جهش تولید | سه‌شنبه، ۶ آبان ۱۳۹۹

تعزیه و شبیه خوانی - نمایش محتوایی محرم

 

 

تعزیه و شبیه خوانی

جایگاه تعزیه
با نگاهی گذرا به تاریخ و تمدن ایران به خوبی می توان دریافت که کشور ما یکی از کهن ترین و سنتی ترین کشورهای جهان است . طبیعتاًٌ در کشوری با این قدمت تاریخی فرهنگی ، همه عناصر تشکیل دهنده فرهنگ انسانی در کنار هم و موازی با یکدیگر خلق می شوند البته بالندگی فرهنگی هر ملتی بر مبنای خصوصیات روحی و روانی آن مشخص می گردد .
در زمینه هنر نمایش می توان ادعا نمود که این روحیه در قبل از اسلام به شکلی روشن در میان ایرانیان پیدا شده بود ، همان روحیه حماسی ، مذهبی که در قالب شبیه و حماسه سازی  سازی ( کین سیاوش ) خودش را نشان داده بود . این روحیه در بعد از اسلام به دلیل ارادت خاص ایرانیان به اسلام و خاندان اهل بیت ، خود زمینه ساز شکل گیری و تکامل شکلی مقدس از هنری ، بنام تعزیه شد. هنری که ضمن ترکیب با عناصری چون نوحه خوان ، نقالی دسته گردانی ، موسیقی و ... به صورت یک درام انسانی و مذهبی ساختار خاص خودش را پیدا کرد . پس طبیعی است که تعزیه با محتوائی غنی و فرم و قالبی که در دنیا یگانه است ، نه تنها از جایگاهی ویژه در فرهنگ نمایشی ما برخوردار باشد ، بلکه به عنوان سمبل هنر نمایش ایرانی به جهانیان معرفی شود . عامل اعتقاد ، مذهب و هنر در به وجود آمدن تعزیه بسیار تاثیر داشتند ، لذا باید تعزیه را هنر نمایش ایرانی نام نهاد که در هیچ یک از کشورهای نه تنها همجوار ، بلکه اسلامی نیز نمی توان مشابه آن را سراغ گرفت . زیرا ملیت ، تمدن و مذهب که از ترکیب آنها روح ملی شکل می گیرد ، ذوق هنری و مذهبی را به وجود می آورد . فاجعه کربلا و عدالتخواهی حضرت امام حسین علیه السلام خود رقم زننده یک حرکت متفاوت می شود و حضور شخصیت سید الشهداء علیه السلام اصلی ترین عامل در شکل گیری تعزیه می گردد. در کشور ما به خاطر گرایشی که به اهل بیت وجود دارد و نیز نیاز ملی – انسانی به هنر ، تعزیه شکل گرفت که در این میان نباید از تاثیر متفکران شیعی و مراجع غافل شد . چرا که آنها با حضور خود توانستند راه حلهائی مناسب برای برداشتی غیر ارتدوکسی از این مقوله ایجاد کنند . تعزیه در کنار همه مشروعیتها از آنجائی که روی مرز ظریف مذهب و هنر حرکت می کرد ، می بایستی از آزمون فقه و فلسفه اسلامی عبور کند ، تا بتواند به عنوان یک هنر جامع نمایش مذهبی مورد پذیرش قرار گیرد . در این مسیر تعزیه بعد از تبادل نظر و ارزیابی بی شمار ، غاقبت مورد تائید علما، واقع شد . و آنها به این نتیجه رسیدند که تعزیه یک نمایش کاملاً درونی و معنوی است . چون در تفکر ارتدکسی هر آن کسی که نقش یا شبیه اهل بیت را بازی کند ، نقض غرض اصل را نموده است . در حالی که تفکر آن دسته از علمائی که تعزیه را مقوم جریان دین می دیدند ، عالمی چون زمحشری اعتقاد داشت ( هر کس برای امام حسین گریست بدون شک با او در بهشت محشور می شود ) این تفکر بعدها تقویت شد که اگر شخصی موجب شد تا فردی به امام حسین ابراز علاقه و ارادت کنند ، عملی نیک و خیر انجام داده ، لذا او نیز همانند کسی که برای امام گریه می کند مستوجب پاداش است . بعد از زمخشری در زمان آقا محمد خان قاجار نیز ( آیت الله گیلانی ) تعزیه را مورد تائید قرار داده و کسانی را که آن را انکار می کردند مورد سرزنش قرار داد و از همه عاشقان حسین علیه السلام خواست از این جریان حمایت کنند و هم او بود که موضوع شبیه خوان شدن مرد به جای زن را تائید کرد .
، آخرین تائید هم از جانب حضرت امام ( ره ) بوده است . پس تعزیه در این تطورات به یک مشروعیت اعتقادی هم رسید و با این پوشش زمینه می بینیم که هنرمندان تعزیه به خصوص تعزیه خوانها بیشتر به سبب عشق و ایمان مذهبی به سراغ آن می رفتند . و همین حضور قلبی باعث شد تا تعزیه به عنوان یکی از نادرترین درامهای اعتقادی جهان مطرح شود ، و با چنین دیدی است که می توان به تعبیر درام اعتقادی دست پیدا کرد . زیرا دو عنصر حیاتی یعنی تماشاگر و بازیگر در آن حضوری عینی دارند که این حضور خود به صورت آیینی و سنتی است . عناصری که تعزیه را در خود جایگزین نموده اند ، بی شمارند ولی اساسی ترین آنها عبارتند از دسته روی ، سینه زنی ، مقتل خوانی ، روضه خوانی ، نوحه خوانی ، شمایل گردانی و ... عناصر نمایشی تعزیه از دید محققین به یک جریان هنری همانند طبیعت می ماند که از عناصر گوناگونی تشکیل شده است عناصری که نبود هر یک از آنها هماهنگی لازم را از بین نمی برد ولی ترکیب آنها با هم زیبایی و هماهنگی خاصی را به وجود می آورد هر چند هر یک از آنها تاریخ پیدایش جداگانه ای دارند ، ولی به شکل ماهرانه در کنار یکدیگر قرار گرفته اند .
تعزیه خوانی در ابتدا یک حرکت ساده بود که به مرور پیچیده شد . و با عناصر دیگر از قبیل نوحه خوانی ، شخصیت سازی ، موسیقی و متن داستان همراه شد . اوج این تحول و رشد روضه خوانی است که شکل کاملاً هنرمندانه دارد . در روضه خوانی یک واعظ نه تنها به تشریح حوادث و وقایع کربلا بر مبنای مقتل می پردازد ، بلکه در مونولوگها ، دیالوگها ، ایجاد جنبه های موسقیائی به شکل کاملاً هنری عمل می کند به دنبال روضه خوانی عناصری چون نسخ تعزیه که بر اساس مقتل توسط محتشم کاشانی سروده شده است توانست به سیر تکاملی خود دست پیدا کند از ویژگیهای دیگر تعزیه این است که تماشاگر هم جزو اجزای تشکیل دهنده نمایش تعزیه به حساب می آید . در محل تعزیه جایگاه مخصوص وجود ندارد . فضا ، جائی است بنام میدان تعزیه خوانی یا تکیه که هر انسانی از هر طبقه و با هر پایگاه اجتماعی می آید و هر جا خواست می نشیند . حتی اگر یک فرد با نفوذ سیاسی ، مادی ، اجتماعی در مکانی بنشیند این دال بر آن نیست که او از این امکان می تواند بهتر ببیند ، یا این مکان بهترین جایگاه است . خیر در تعزیه همه به طور برابر خوب می بینند . پس همه تماشاگران برابرند . نکته دیگر ارتباط تماشاگر با صحنه است . بین تعزیه خوانان و تماشاگران در همه لحظات تعزیه ارتباط روحی ، عاطفی برقرار است ، تماشاگر به تعزیه می رود که نذر کند ، صدقه بدهد و ... یا تعزیه خوانان با تماشاگران حرف می زنند و در بین آنها می نشینند ، تمامی این شاخصها موجب می شود که تماشاگر فضای تعزیه مورد توجه محققین قرار گیرد . و در پژوهشها از آن بهره ببرند . علاوه بر این تماشاگران اخلاق نیکو ، نکته سنجیها ، لطیفه گوئیها ، حریت فکر و اراده را پای همین اجتماعات می آموزند به عبارت دیگر این مجالس روح دموکراسی اسلامی را بروز و ظهور می دهد که نتیجه آن خواهد بود که مردمان جامعه با ایمان ، با ادب و مهربان تربیت شوند . اما همین تعزیه در کنار فواید در صورتی که با تجملات و تحریفات برگزار شود مضرات بسیار زیادی خواهد داشت چون در عصر تسخیر فضا و قرن کامپیوتر و اشعه لیزر دیگر حنای تعزیه های تحریف شده با ویژگیهای ارتجاعی و تجملاتی نزد افراد تحصیل کرده بخصوص نسل جوان روشنفکر رنگی نخواهد داشت و تعزیه از روح معنوی خالی و تعزیه به یک نمایشنامه بی احساس و غیر پویا تبدیل خواهد شد .

نقش موسیقی در تعزیه
تعزیه یک درام موسیقیائی است که با آمیختن این عنصر ، تعزیه به جامعیت مطلوب خود دست می یابد و می تواند مفاهیم ظریف خود را به نحو مطلوب منقل کند . تعزیه خود حافظ و نگهدار موسیقی ایرانی بوده است و این مطلب را استادان بزرگی همانند استاد ابوالحسن صبا نیز مورد تایید قرار دادند . ایشان اشاره ای جالب در این مورد دارد مبنی بر این که تعزیه ، موسیقی ما را حفظ کرده است . اهمیت موسیقی در بافت تعزیه را از دید زیبا شناختی نباید نادیده گرفت چون تعزیه بدون موسیقی به طور حتم از بار عاطفی کمتری برخوردار است . برای اینکه موسیقی عاملی موثر در ضبط و ربط صحنه ها و تشریح و بیان حالتهای خاص و عام است .
با موسیقی ، تماشاگر به مفاهیمی از قبیل رزم ، میدان جنگ، حزن خوانی ، عو ض شدن صحنه ها ، رجز خوانی ، حریف خوانی ، و ... پی می برد . از طرفی موسیقی است که ذهنیت تماشاگر را از نظر روانی مهیای صحنه ها می کند . یعنی وقتی طبل شهادت نواخته شود ، طبیعتاً تماشاگر خبر شهادت را دریافت می کند . جدای از موارد فوق تعزیه خوانان باید موسیقی را به شکل اصولی بدانند . چون آنها باید در دستگاههای آواز ایرانی بخوانند تا بتوانند آن احساس ناب را در ذهن تماشاچی به وجود آورند . اقبال آذر و استاد صدیف که از نوادر آواز و موسیقی ایران اند تعزیه خوان بوده اند . پس با موسیقی است که آن احساس معنوی در فضای تعزیه جاری می شود و پالایش روحی بوجود می آید . حتی در بعضی از شعرهائی که شبیه خوانها می خوانند نام سازهای موسیقی بطور صریح و مستقیم بیان شده است .
مغنی کجائی طب ساز کن             دم نی به نظم هم آواز کن
بیار و بیار آن دف و تار را             غزل ساز آهنگ مزمار را
ساز اصلی تعزیه طبل است برای مثال طبل جنگ ، طبل ظفر ، طبل کوچ ، طبل بشارت ، طبل شکست و از آلات موسیقی دیگر که در تعزیه استفاده می شود می توان دهل ، سنج ، نقاره ، قره نی و شیپور را نام برد که به تناسب امکانات گروهها و موقعیت آنها در تعزیه بکار می رود .
تاریخچه تعزیه و شبیه خوانی
مقصود از شبیه خوانی یا تعزیه خوانی نمایش و تجسم شهادت جانسوز سید الشهدا و یاران و خاندان آن بزرگوار یا یکی از حوادث واقعه کربلا یا شرح شهادت یکی از ائمه علیه السلام است. عزاداری برای شهدای کربلا پس از شهادت امام حسین علیه السلام و 72 تن از یارانش مرسوم شد. اولین مراسم عزاداری را جابر ابن عبدالله برپا نمود و در سر تربت شهدای کربلا به ندبه و نوحه پرداخت.
زمان پیدایش تعزیه یا شبیه خوانی روشن و مشخص نیست در زمان صفویه دو سیاح خارجی بنامهای سالامون انگلیسی و وان گوگ هلندی در سفر نامه های خویش از تعزیه خوانی بر روی ارابه در شهر اصفهان یاد کرده اند. در زمان کریمخان زند هم ویلیام فرانگلین در سفرنامه خود ( از بنگال تا ایران ) از اجرای دو تعزیه آب فرات و عروسی قاسم یاد کرده است.
تعزیه در آغاز بصورت ساده برگذار می شد و منظور آن بیان احوال و مصایب خاندان ابا عبدالله و واقعه غم انگیز کربلا بود و شیعیان هم شرکت در این مراسم را از تکالیف دینی خود می شمردند . کم کم گروههائی پیدا شدند که صرفاً تعزیه داری و تعزیه خوانی حرفه اصلی آنها شمرده می شد. رونق و رواج تعزیه باعث شد که سادگی و بی پیراگی جای خود را به تحمل و تحریف بدهد. ناصرالدین شاه قاجار در کار تعزیه سعی فراوانی به خرج داد و شبیه خوانی و تعزیه را وسیله اظهار تجمل و نمایش و شکوه و جلال سلطنتش کرد. همین که اعیانیت در تعزیه وارد شد نسخه های تعزیه عوض شد و پاره ای چیزها که هیچ ارتباطی به عزاداری نداشت با تحریف زیاد به تعزیه چسبانیده شد. مانند تعزیه امیر تیمور ، تعزیه حضرت یوسف ، تعزیه عروسی قاسم ، تعزیه عروسی دختر قریش ، ماجرای سلطان قیص ، قیصر روم و ...
در زمان ناصرالدین شاه تعزیه با توجه به مضمون و موضوع انواع مختلف پیدا نمود . بعضی تاریخی مثل تعزیه امیر تیمور ، برخی اخلاقی مثل عاق والدین ، بعضی شادی بخش مثل عروسی دختر قریش ، بعضی کمدی مثل تعزیه شست بستن دیو ، تعزیه ابن ملجم ، تعزیه حارث و بعضی طنز آمیز شد که در این تعزیه ها دشمنان پیغمبر و خاندان او مورد استهزاء و تمسخر و لعن و طعن قرار می گرفتند مثل تعزیه ابن ملجم ، در تعزیه های هجو آمیز دشمنان اهل بیت علیه السلام حتی از حیث لباس و قیافه و غذاخوردن مورد خنده و تمسخر بیننده واقع می شدند .