رونق تولید ملی | دوشنبه، ۲۹ مهر ۱۳۹۸

حنجره زمین - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

حنجره زمین

Loading the player...

زخم هایی كه از تنهایی می‌گویند  
 
«شرمنده آرزوهای کودکانم هستم»
صدای سرفه‌های پی در پی پدر در خانه می پیچد، دخترك دلش می لرزد ، باز پدر كبود می شود و دستهایش می لرزند، مادر كمی آب می آورد اما پدر دست او را پس زده و همچنان سرفه می كند، دخترك به چشمهای مهربان پدر لبخند می زند اما چشم های پدر قرمزند، درد مجالی برای لبخند دخترك نمی گذارد، نفسهای پدر به شماره می افتد، مادر فریاد می زند و پیكر نیمه جان پدر را به بیمارستان می‌برد...
 
شب از نیمه گذشته است كه مادر در گوش دخترك زمزمه می كند " دل پدر به وسعت دریاست ، پدر دلیر مردی است كه بهای آزادی كشور را با جان خود پرداخت كرده است " دخترك در تاریكی شب به درد پدری می اندیشد كه بهای مردانگی را با درد و تنهایی می دهد....