رونق تولید ملی | پنج‌شنبه، ۲۸ شهریور ۱۳۹۸

در سوگ خورشید - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

در سوگ خورشید

Loading the player...

دوباره خيمه ‏ها بر پا شد و سوز عطش ، رخ نمود . علي اكبر عليه‏السلام ، بر مناره عشق اذان گفت و حسين عليه‏السلام ، نماز را معنا كرد . باز تصوير آب كه نخستين شهيد اين بيابان سوزان بود و صداي شيهه اسبان و چكاچك شمشيرها و نعره تكبيرها .
باز علي اكبر عليه‏السلام ، عازم ميدان شد و علي اصغر عليه‏السلام ، با گلوي بريده ، بر سر دستان پدر ، پيروزي خون را تبسم كرد.
عباس عليه‏السلام ، آهنگ علقمه كرد ؛ در جست ‏و جوي دست‏هايش كه از او محروم شدند و در پي تسلاي آبي كه تا ابد شرمنده صفا و سخاي او گرديد.
دوباره بر فراز نيزه‏ها ، سرهاي سرافرازي كه ننگ فرود در برابر نيزه ‏داران را برنتابيدند. خيمه‏ هاي بهشتيان ، طعمه آتش جهنميان بود ؛ پاها پرآبله ؛ دامن ‏ها آتش گرفته و تازيانه ‏ها صفيركشان .
بدن ‏هاي بي ‏سر ، زيور زمين بود ؛ سرهاي بي ‏بدن ، زينت آسمان و فرشتگان ، مات از اين همه قساوت و در شگفت از اين همه صبر و رشادت.
نجابت ، نماز شب را نشسته خواند ؛ بر زخم ‏ها مرهم گذاشت ؛ ولي خود محرم و مرهمي نداشت.
صلابت ، فرياد را ايستاده سر داد و وحي مذاب ، از قله زينب ، خطبه خطبه جاري شد. گريه كرد ؛ ناليد ؛ غريد ؛ گريبان چاك داد ؛ ولي جز زيبايي و شكوه نديد ؛ « ما رأيت الاّ جميلا » و سرانجام ، لبخند مردانه حسين عليه‏السلام به روي مرگ كه صدها سال اشك ما بر او ، به پاس همان يك لحظه لبخند اوست .