جهش تولید | سه‌شنبه، ۶ آبان ۱۳۹۹

راز عاشورا - نمایش محتوایی محرم

 

 

راز عاشورا

این چه رازی است که تمامی حرکت ها و انقلاب هایی که برای دفاع از دین انجام می شود، تاب و توان و شور و پویایی شان را از حماسه عاشورا می گیرند و این چه سرّی است که اندیشه های اسلامی بالندگی و دوامشان را از نهضت کربلا اخذ می کنند؟ آری، هیچ اندیشه ای به کمال نمی رسد، مگر این که از چشمه جوشان معرفت عاشورا سیراب شود و هیچ حرکتی دوام نمی آورد مگر این که از صلابت معنوی حماسه کربلا کمک بگیرد.
رضا و تسلیم

رضا و تسلیم در برابر فرمان خداوندی تنها به معنی فرمانبرداری نیست؛ بلکه تسلیم علاوه بر اطاعت باید با عشق و شوق درونی در پرستش همراه باشد. عبادت و طاعت حضرت امام حسین علیه السلام عبادت عشاق و عبادت احرار است که از میل شدید درونی می تراود. ژرفای این تسلیم و رضا، در کلام امام حسین علیه السلام در ظهر عاشورا به خوبی هویداست، آن جا که می گوید: «خدایا،... به قضای تو راضی ام؛ تسلیم فرمان توام. معبودی جز تو نیست، ای فریادرس فریاد رسان.»
اهمیت نماز

شب عاشورا شور و حال دیگری برای امام حسین علیه السلام دارد. دیگر وقوع جنگ قطعی شده است و یزیدیانِ نالایق که هواهای نفسانی مجال تفکر و تدبر را از آنان گرفته است، با بی شرمی تمام، تصمیم به جنگ دارند و حسین علیه السلام شب عاشورا را برای نماز، استغفار و مناجات با پروردگار از دشمن مهلت می گیرد و می فرماید: «خدا می داند که من به نماز و قرائت قرآن و استغفار و مناجات با خدا علاقه شدید دارم». آری، نماز، رستن از دار فنا و پیوستن به عالم بقاست. نماز دل بریدن از دنیا و اوج گرفتن به سوی خداست و در این شب غریب و در این دشت اندوه و در این مصیبت و بلا، این نماز است که آرامش می بخشد و مصیبت ها را تحمّل پذیر می سازد.
وظیفه

امام حسین علیه السلام در کربلا حماسه سترگ و بی نظیرِ عاشورا را آفرید تا ما را با فرهنگ خوب زیستن و سرفراز مردن، آشنا کند و عبودیت و بندگیِ خدا و حرکت و قیام در راه خدا را به ما آموزش دهد. کربلا کلاس درسی است که باید همگان در آن بیندیشند. برای شاگردان این مدرسه، جهاد و شهادت وظیفه ای است که با عشق گزارده می شود. شاگرد مکتب عاشورا، همواره دین را درمی یابد و از دنیا دل می برد و اگر ماندن، واماندگی را در پی داشته باشد، برای رفتن تردید نمی کند و از هیچ ستمگری نمی هراسد و از هیچ فتنه ای نمی لرزد. بی باکانه بر ظلم می آشوبد و در برابر بی عدالتی و بی دینی فریاد بر می آورد که «هیهات منّا الذّلة».
پیوند دین و سیاست

از ویژگی های برجسته و مهم نهضت عاشورا پیوند دادن دین با سیاست است. در عاشورا دیانت و سیاست با هم تجلّی می یابد و کربلا حضور عرفانی و سیاسی امام حسین علیه السلام و یارانش را هم زمان به نمایش می گذارد. اگر عبادت و دیانت امام علیه السلام را در والاترین مرتبه آن در کربلا نظاره می کنیم، مبارزات سیاسی آن حضرت نیز در حماسه عاشورا نمود می یابد. حضرت امام حسین علیه السلام هرگز به بهانه دین داری و پارسایی از امور سیاسی و اجتماعی امّت کناره گیری نمی کردند و نسبت به ستم ستمگران و نیرنگ منافقان، بی اعتنایی و بی طرفی را بر نمی گزیدند؛ بلکه همواره در اجتماع حضور داشته، با منکرات مبارزه می کردند.
صبر

یکی از آموزه های اخلاقی حماسه کربلا دعوت به بردباری در برابر مصیبت هاست. حسین علیه السلام و خواهرش زینب علیهاالسلام و اهل بیت و اصحاب گرامی ایشان در سوگمندانه ترین لحظات صبر و طاقت از دست ندادند و در اوج عزا، صبوری را به فراموشی نسپردند و در مرگِ بهترین عزیزانشان رسالت خویش را در پاسداری از خون آنها، برگی دیگر بر افتخارات کربلا آفریدند.
نهضت عاشورا در کلام امام خمینی رحمه الله

«سیدالشهداء علیه السلام نهضت عاشورا را برپا نمود و با فداکاری و خون خود و عزیزان خود، اسلام و عدالت را نجات داد و دستگاه بنی امیه را محکوم و پایه های آن را فرو ریخت». غیر از این گفتار، امام خمینی رحمه الله در جایی دیگر می فرماید: «سیدالشهداء علیه السلام که همه عمرش را و همه زندگی اش را برای رفع منکر و جلوگیری از حکومت ظلم و جلوگیری از مفاسدی که حکومت ها در دنیا ایجاد کردند، تمام عمرش را صرف این کرد».
چراغ هدایت

حسین علیه السلام برهان درخشانی است که فریب خوردگان و شیفتگان دنیا را به شاه راه هدایت دعوت می کند و راه ثواب را بهآنها می نمایاند. حسین علیه السلام بسان چراغ روشنگری است که ره گم کردگان شب را به سوی نور فرا می خواند، و هم چون کشتی نجاتی است که اسیرشدگان گنداب های فساد و تباهی را به ساحلِ نجات سوق می دهد.

او رود زلالی است که عشق را در کویر تفتیده دل انسان می رویاند و آیینه است که جلوه های حقیقت را در فراروی چشمان او آشکار می سازد.
عاشورا، طرحی برای رفتن

در آن هنگام که ستم و فساد و تباهی جامعه را فرا گیرد، رنگ و نیرنگ جای حقیقت را اشغال کند، مهربانی به دشمنی بدل شود، دروغگویی و فریب کاری رواج یابد، بندگی زندگی قلمداد گردد، آزادگی و مردانگی از جامعه رخت بر بندد، جوان مردی و غیرت به فراموشی سپرده شود، باطل به جای حق خودنمایی کند، حقیقت بر مردم مشتبه گردد و منکر تبلیغ و ترویج شود و از معروف جلوگیری شود ـ دیگر چه جایی برای «ماندن» و چه دلیلی برای «زیستن»؟ پس مردانه باید رفت واز کینه زار لشکر خصم عبور کرد و در فضای آزاد بال گشود و تا اوج قلّه انسانیّت صعود کرد.
یاد نینوا

یاد نینوا رودی جاری است که کویر سینه دل باختگان و عاشقان حسین علیه السلام از فیض آن سیراب می شود. یاد نینوا دریایی است که یک دنیا اخلاص، وارستگی و فداکاری در آن موج می زند. یاد نینوا آیینه ای است که شکوه زیباترین ایثار و حماسه را در صفحه خود باز می تاباند. یاد نینوا کهکشانی است که نگاه ها را به بی نهایت پیوند می زند و چراغی است که آگاهی و معرفت را در پرتوهای خود به ارمغان می آورد. آری، نینوا یادآور لحظه های ناب عشق است که قربانی شدن در راه معشوق را به عنوان زیباترین انتخاب به نمایش می گذارد.
گریه بر حسین علیه السلام

گریه بر حسین علیه السلام تمرین هم سفر شدن با کاروان عاشورا و مایه تلطیف روح و صفای دل برای شناخت ژرفای حماسه سرخ حسین علیه السلام است. گریه بر حسین علیه السلام تلاشی است برای گشودن پنجره ای به خانه دل تا شاید ذرّه ای از همّت، غیرت، شجاعت، ایمان، اخلاص و آزادگی او در وجود ما بتابد. گریه بر حسین علیه السلام تقلاّیی است برای حسینی شدن و کربلایی زیستن و عاشورایی مُردن و کوششی است برای یاد گرفتن عمیق ترین درس های تربیتی، اخلاقی و انسانی عاشورا. این است که گریه بر حسین علیه السلام انسان را به مقصود می رساند و «چشم کسی که بر حسین بگرید، روزی که چشم ها گریان است، گریان نخواهد بود.»
تأثیر سوگواری

حادثه کربلا چنان جان سوز و سوگمندانه به وقوع پیوست که آتش آن هنوز جان ها را می سوزاند و دل مشتاقان را به درد می آورد. سوگواری برای امام حسین علیه السلام اهداف بلند قیام او را جاودانه می سازد و فرهنگ جهاد و شهادت را در جامعه رواج می دهد. عزاداری برای سیدالشهدا علیه السلام آتشی در سینه دردمندان می افزود، آتشفشانی در وجود دل سوختگان به وجود می آورد و سیلاب اشکی بر دامان آنان جاری می سازد که در پرتو آن ناب ترین مفاهیم و والاترین مضامین در پهن دشت اندیشه ها می روید.

منبع : hawzah