رونق تولید ملی | دوشنبه، ۲۲ مهر ۱۳۹۸

روایاتی راجع به اهمیت شعر سرودن برای امام حسین (ع) و اهل البیت (علیهم السلام) - نمایش محتوایی اربعین

 

 

روایاتی راجع به اهمیت شعر سرودن برای امام حسین (ع) و اهل البیت (علیهم السلام)

با مرور روایات و آیات  به این نکته برخوردیم که چگونه امامان در خطاب به شاعران تلقی دینی نسبت به کار ایجاد می کردند. از این روی سرودن و خواندن شعر از مصادیق شعایر الهی و عملی دینی تلقی می شد.چرا که امام حسین علیه السلام در قیام خود در بی سروری و بزرگی خویش نبود بلکه در پرتو اسلام به خدمت مردم برخاسته بود و لذا جاودانگی نهضتش و گسترش شعاع و آثار آن در جامعه اسلامی از مصادیق تقوا در این آیه شریفه به شمار می آید:
«هر کس شعائر الهی را بزرگ دارد،این کار نشانه تقوای دلتان است.»(حج آیه 32)
ترغیب و تشویق اهل بیت علیهم السلام به سرودن شعر در مورد آنان:
از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است:«هر کس درباره ما بیت شعری بسراید، روح القدس او را یاری می کند.»[1]و نیز «هر کس درباره ما بیت شعری بسراید خداوند خانه ای برایش در بهشت می سازد.»[2]
ابوهارون مکفوف[3] از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که به او فرمود:«ای ابوهارون!شعری درباره امام حسین (علیه السلام) بسرای» وی چنین کرد و امام گریست.فرمود که برایم همانگونه بسرای که خود می سرایید.[4]وی چنین سرود. از مزار حسین بگذر و به استخوان های پاکش خطاب کن.......
امام گریست و فرمود که باز هم بخوان.ابوهارون قصیده دیگری خواند و امام بازهم گریست و صدای گریه از درون خانه هم به گوش رسید.چون وی از شعر خواندن فارغ شد امام فرمود:
«ای ابوهارون! هر که برای حسین شعری سراید و خود بگرید و ده نفر را بگریاند،بهشت برایش واجب گردد، و هر که برای حسین شعری سراید و خود بگرید و پنج نفر را بگریاند بهشت برایش واجب گردد، هر که برای حسین شعری سراید و خود بگرید و یک نفر را بگریاند ،بهشت برایش واجب گردد.........»[5]
ابوعماره شاعر نقل می کند که امام صادق (علیه السلام) به او فرمود:«ای ابوعماره،شعری درباره حسین برایم بسرای.»وی چنین کرد و امام گریست و دوباره شعر دیگری خواند و امام گریست و این کار چندبار دیگر تکرار شد تا این که صدای گریه از درون خانه بلند شد.سپس امام فرمود:
«ای ابوعماره!هر کس درباره حسین بسراید و پنجاه تن را بگریایند،بهشت از آن اوست،و هرکس درباره حسین بسراید و سی تن را بگریاند،بهشت از آن اوست.»[6]
امام صادق (علیه السلام) به سفیان بن مصعب می فرماید:«شعری درباره حسین برایم بخوان.»و نیز دستور داد که همسرش ام فروه و دیگر زنان حاضر شوند و آنگاه سفیان شروع کرد.هنگامی که صدای فریاد ام فروه و دیگر زنان به ناله بلند شد ،امام صادق (علیه السلام) فریاد برآورد که «راه را باز کنید» و مردم مدینه بر آستانه در جمع شده بودند.امام کودکی را که غش کره بود، به بیرون از منزل فرستاد.[8]
کمیت بن زید اسدی[9] برای اهل بیت علیهم السلام شعری  با مطلعی چنین سرود:
برای قلب عاشق و سرگشته جز خواب و رویا چه می ماند؛ عشق دیوانه کنند من برای سروران مردم یعنی بنی هاشم است.........
آن را برای  امام باقر(علیه السلام) خواند تا به اینجا رسید:
و کشته ای به سرزمین طف در بین غوغای مردم و کینه و دشمنی ها از بینشان رخت بربست.
چون کمیت به اینجا رسید امام گریست و فرمود:«ای کمیت اگر ثروتی داشتم به تو می دادم؛ولیکن حال آن چه را پیامبر به حسان بن ثابت گفت،به تو می گویم:تا جایی که از ما اهل البیت حمایت کنی ،روح القدس همراه تو است.».[10]
کُمیت در ایام حج نیز به محضر امام صادق (علیه السلام) شتافته و خواست که قصیده اش را برای حضرت بخواند. امام در ابتدا نپسندید که در این روزهای بزرگ شعری خوانده شود. اما چون کمیت گفت که این شعر درباره ایشان است، امام استقبال کرد و برخی از افراد خانواده اش را جمع کرد و سپس کمیت قصیده اش خواند و حاضران گریستند .پس چون به مقطعی از شعر رسید ،امام صادق دستان خود را به آسمان بالا برد و گفت:«خدایا!گناهان گذشته و آینده و پنهان و آشکار کمیت را ببخشای تا جایی که وی خشنود شود.»[11]
این روایات نشان از اهمیت شعر در نزد اهل بیت علیهم السلام و استفاده آنها از این ابزار برای بیان حقانیت خود و هدایت مردم دارد.