جهش تولید | سه‌شنبه، ۱۱ آذر ۱۳۹۹

شهید عبدالصالح امینیان - نمایش محتوایی دفاع مقدس

 

 

شهید عبدالصالح امینیان

در سال ۳۸ ه . ش در مشهد مقدس به دنیا آمد و در جمع گرم خانواده ای مذهبی زندگی را آغاز نمو

در سال ۳۸ ه . ش در مشهد مقدس به دنیا آمد و در جمع گرم خانواده ای مذهبی زندگی را آغاز نمود تحصیلاتش را در رشته برق در هنرستان صنعتی مشهد تا اخذ دیپلم متوسطه ادامه داد در ایام مبارزات علیه دولت ستم شاهی حتی شبها هم دست از مبارزه برنداشت و با پخش اعلامیه و اطلاعیه های حضرت امام (ره) و نوشتن شعار برروی دیوار به شکوفا شدن انقلاب اسلامی کمک نمود ساواک او را یکبار دستگیر کرده و پس از ۲۴ ساعت و با شکنجه بسیار او را آزاد کردند . با شروع جنگ تحمیلی در مسجد محل ( ابوذر ) نام نویسی کرد و پس از گذراندن دوره آموزش در مراکز آموزش سپاه در مورخه ۷/۷/۵۹ راهی ایلام شد . در فروردین ماه ۶۰ وارد سپاه دهلران شد و به دلیل لیاقت و کاردانی به فرماندهی سپاه دهلران منصوب شد او در مناطق عملیاتی : سومار ، میمک ، مهران ، گیلانغرب ، کانی سخت ، شور شیرین ، موسیان و دهلران دلاوریهای بسیاری از خود نشان داد. یکی از همرزمان او می گوید : « وقتی شهید امینیان می خواست در حمله ها شرکت کند ، اول نزدیک روحانی می رفت و قرآن به دست او می داد و می گفت : می خواهم استخاره بگیرم . همیشه « خیلی خوب » می آمد و او می رفت. یادم می آید قبل از عملیات والفجر ۳ ، که عبدالصالح در آن به شهادت رسید ( با مسئول عملیات ) پیش روحانی آمد و درخواست استخاره کرد و می گفت : مسئول می خواهد که او در عملیات شرکت نکند . وقتی روحانی قرآن را باز کرد ، سوره محمد (ص) آمد که : ( هر پرچمی از دست سرداری بیفتد ، سرداری دیگر آن را برمی دارد ) . خیلی خوشحال شد و با دیگر رزمندگان به منطقه شتافت . »  شاهدان عینی آن روزها عبدالصالح را این طور توصیف می کنند و به یاد می آورند : «بسیار نرم خو و شوخ طبع بود . عملیات را خیلی خوب برای بچه ها توجیه می کرد و نحوه ی مقابله با دشمن را آموزش می داد و سخنران کم نظیری بود و با کلام قاطعش روحیه ی افراد را به سطح عالی می رساند و راهی روشن را در مقابل همه می گشود . » شهید امینیان در کارهای عمرانی و خدماتی پیش قدم بود. با ابتکار عمل و خلاقیت خویش ، انسجام قلبی و وحدت را بین بسیجیان بومی ، مهاجر و همچنین معاودین عراقی ( که هر کدام لهجه و فرهنگ خاصی داشتند ) به وجود آورد و آن ها با اخلاص ، یک دل و یک صدا در عملیات های مختلف از جمله ، فتح المبین و محرم شرکت کردند. سرنجام در تاریخ ۱۰/۵/۱۳۶۲ در عملیات والفجر ۳ در کربلای مهران عبدالصالح نیروها را به اول خط رساند و درگیری ادامه داشت که ناگهان موشکی به یک تانک اصابت کرد . تانک در حال انهدام بود و صدای « یا حسین » سرنشینان بلند شد. صالح خودش را به آن ها رساند . دست یک نفر را گرفت و بالا آورد و دست دومین نفر را گرفته بود که تانک منهدم گشت و صالح پرت شد . ترکش به پیشانی اش اصابت کرد و دستش نیز جدا شد و سرانجام به لقای محبوبش پیوست . فرازی از وصیت نامه شهید امینیان : خدایا تو میدانی که من در این راه قدم گذاشته ام فقط وفقط هدف خواست و رضای تو بوده و بس. خدایا این شهادت را از من قبول کن ومرا درکنار شهدای راه حسین وراه کربلا قراربده .



آیت الله حیدری ایلامی/مردی از تبار معرفت و شجاعت