جهش تولید | سه‌شنبه، ۷ بهمن ۱۳۹۹

شهید علیمرد شعبانی - نمایش محتوایی دفاع مقدس

 

 

شهید علیمرد شعبانی

فرازی از وصیت نامه ی شهید:

نام: علیمرد                       نام خانوادگی: شعبانی

‏نام پدر: صالح                    تحصیلات: دیپلم

‏محل تولد: صالح آباد          محل شهادت: مهران

‏تاریخ تولد: ۲/۹/۱۳۴۳       ‏تاریخ شهادت: ۲۹/۳/۱۳۶۷

فرازی از وصیت نامه ی شهید:

‏به جبهه می روم تا عهد و پیمانی را که در مساجد و خیابان ها با امام خود بستم ادا نمایم. شهات تصادفی نیست، بلکه لیاقتی است که خداوند نصیب بندگان صالح خویش می کند. یبایید سمند تیزپای عشق را زین کنیم، چون راهیان کربلای حسینی (ع). این روزها ادامه ی عاشورای ماست. هر روز مان عاشوراست. هر روز هفتاد و دو شهاب عاشق بر روی نی سرود شهادت می خوانند. آسمان هیچ وقت این همه ستاره نداشته است. هیچ وقت حسینیه ی دلهای مای مان این قدر شلوغ نبوده است. این عصر، عصر قیام عاشق است. خفاش ها می خواهند بین ما و خورشید پرده ای از سیاهی بکشند، اما نمی دانند که ما چون ستاره ایم وقتی که مذهب عشق، ما را به فردای خطر می کشاند. دیگر نباید بر ماندن و بودن دل بندیم.

‏باید به کاروان حسین (ع) بپیوندیم. این دشت ها که سبز و طرب ناکند، انگار پرچم سبز شهدا را قبای تن کرده اند. این دشت ها همیشه طرب ناکند و تا همیشه پرواز لاله است و علم آفتاب در این دشت، بر دوش شهدا راست می ماند. ای نامحرمان عشق، بر مرگ سرخ ما اشک تمساح نریزید. ما دیری است بر مرگ سرخ خندیده ایم. این خنده آور است که کلا غان در حصار آهن و سیمان بر پر کشیدن مرغان هوا افسوس می خورند. اینان خود لایق افسوس خوردنند. ما سرخوشان باده ی وصلیم. در گفتار شهدا صداقتی است که در خورشید نیست. این حرف را روزی که به جمع آنها بپیوندید بهتر درک می کنید. وقتی لباس ساده و بی آلایش بسیجیان را بپوشید و در جمع عاشقان بسیجی باشید و در نیمه های شب، زلال اشک آنان را تماشا کنید، باور می کنید که زندگی جز خوردن و خوابیدن است و آن وقت اگر دلهایتان پوسیده باشد، ماندن را مصیبت می دانید. اینها حقیقتی است که می گویم. این ها حتی یک گوشه ای از حکایت شهدا نیست. این ها هنوز قدرت اسلام را باور نکرده اند. باور کنید فردای روشنی در انتظار ماست. همه ی ما کاروانی هستیم که در شب جمعه، مسیر از زمین تا عرش را با پای سر می رود و کاروان سالار ما هر شب برای ما درس عشق می گوید. شهدا همچون منظومه ء شهاب می مانند.

‏خدایا! بدنم را انچنان قطعه قطعه کن که هر قطعه او از آن کفاره ای باشد برای گناهانم.



آیت الله حیدری ایلامی/مردی از تبار معرفت و شجاعت