رونق تولید ملی | سه‌شنبه، ۲۳ مهر ۱۳۹۸

گندم زار - نمایش محتوای موسیقی

 

 

گندم زار

گرمای تن گندمینت
دلیل گناه بود ..
حاشا حاشا نه ادم نمی شوم ...
واق نمی زنم ..پارس نمی کنم ..
تن نمی دادم به دنیا اگر تنت نبود ..
نه ..تن نمی دادم ..
به عشق بازی بی بوسه ..
به گرمای یخ زده مردی از سنگ و آجر ..
به پاشنه های ترک بسته
به خستگی پاهای آمده یا رفته از بهشتی دور ....
تن بده به تنم بیا گناه کنیم ..
هیچ فضیلتی بزرگتر از این گناه نیست ..
بپیچ  دیوانه وار چونان باد
ناله بزن در جنگل های عدن ،در تنم ..
دست بکش  ناخن بزن بر میوه رسیده
 هیچ چیز ممنوع نیست ..فقط بخند
گم می شوم در گندم زارت  خوشه خوشه رویا می بوسم
چه کسی قبل من  خرمن کرده این بافه های گندم را
که همه چیز مزه حرص  نان و ترانه می دهد ...
بگذار گندم بخورم
تن می دهم  به تنت ..بیا  گناه کنیم
هبوط می کنیم
چونان  دو کودک نا بلد .
بیا  فقط گناه کنیم  
ما کوچکتر از آنیم که به چشم های خدای بزرگ بیاییم
نه تن نمی دهم جز به تن تو
تو هم تن نده به هیچ پیراهنی جز تن من
بگذار بسوزیم  در جهنمی که در تن هایمان ساخته ایم
آتش بگیریم
گندم زار بسوزد
 باغ ها بمیرند
شهر ها بسوزند
کرم بزند انجیر های اورشلیم را  
 سیب ها، دندان شده هرزه گردان باشند
بگذار فقط انگور ببارد از تن هایمان
مستانه بیا تا مردانه گناه کنیم
بگذار در تن هایمان ابراهیم را بسوزانند
صبر نکن بیا بگذار از شهر بیرونمان برانند
بیا حاصل تن های هم باشیم
 آسمان را  نه در چشم هایم نگاه کن
خدا ارحم الراحمین است
 امشب باران می بارد بر عریانی معصومیت تنهایمان

 

شاعر : عبدالله عظیم پور